این عکسو هر وقت که نگاه می کنم یه چند دقیقه ای منو می بره تو فکر یه جوریه خیلی چیزا توشه بیشترم دلم واسه اونی که بغل دیوار نشسته می سوزه انگار اون بیشتر داره دردش می یاد تا این یکی ... بعدشم این دوتا تنها نیستن اونی که این عکس و انداخته هم هست !!!
مامانم اومد خونه...واقعا خونه بدون مامانا اصلا قابل تحمل نیست، نه؟ همیشه آدم از در که میره تو اول از همه دنبال مامانش می گرده. بعدش دیدی وقتی می بینی مامانت نیست چقدر حالت گرفته می شه...
فردا تولدمه نمیدونم کیا یادشونه؟ کیا یادشون نیست؟ ولی اینو مطمئنم که همه کساییکه خیلی دوسشون دارم و برام مهمن یادشونه. حالا چه تبریک بگن بهم چه نگن. خدارو هم شکر می کنم از این که الان که دارم وارد 24 سالگی میشم هنوزم خدا دوسم داره و حواسش بهم هست و اینکه یه عالمه دوستهای خوب دارم که هیچ وقت تنهام نذاشتن.
دیدی آدما وقتی مستن چقدر مهربون و باحال و گستاخ می میشن؟ از این گستاخیش بیشتر از همه خوشم می یاد خیلی از حرفهایی که شاید تو هشیاری عمرا روت نشه بزنی می زنی خیلی خوبه ... بعدش هم که حالت مثل قبل شد هم حرفت و زدی هم کسی بهت خورده نمی گیره می گن اشکال نداره مست بوده ;-)